سرمایه انسانی و افق حکمرانی

به گزارش ماهنامه اقتصاد 360 به قلم دکتر سعید خادمی،  نامه ای که سال‌ها پیش در فضای رقابت‌های سیاسی خوانده شد، اما امروز بیش از هر زمان دیگری می‌توان آن را هشداری درباره نسبت حکمرانی و سرمایه انسانی کشور دانست.

شهادت دکتر علی لاریجانی در واپسین روزهای سال ۱۴۰۴، فرصتی تازه برای بازخوانی برخی دغدغه‌های فکری و سیاسی او فراهم کرده است؛ دغدغه‌هایی که حدود چهار سال پیش در نامه‌ای که در پی عدم تایید صلاحیتش در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ منتشر شد، به شکلی صریح اما آرام بیان شده بود. متنی که در آن زمان بیشتر در فضای رقابت‌های سیاسی خوانده شد، اما امروز می‌توان آن را بیش از هر چیز تأملی درباره نسبت حکمرانی و سرمایه انسانی کشور دانست.

آن نامه در اصل، هشداری درباره روندهایی بود که می‌توانند در بلندمدت بر کیفیت مدیریت کشور و مشارکت نیروهای توانمند در اداره امور اثر بگذارند. دغدغه‌ای که در آن مطرح می‌شد، به‌طور خلاصه این بود که هر جامعه‌ای برای مواجهه با مسائل پیچیده خود، به میدان گسترده‌ای از ظرفیت‌های فکری و مدیریتی نیاز دارد و محدود شدن این میدان، دیر یا زود خود را در کارآمدی نظام تصمیم‌گیری نشان خواهد داد.

لاریجانی در طول چهار دهه فعالیت خود در عرصه‌های مختلف مدیریتی، چهره‌ای چندبعدی از خود بر جای گذاشت. حضور او در مسئولیت‌های گوناگون، از حوزه‌های فرهنگی و رسانه‌ای تا امنیتی و تقنینی، نشان می‌دهد که مسیر فعالیتش تنها به یک حوزه خاص محدود نبود. از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ریاست سازمان صداوسیما گرفته تا دبیری شورای عالی امنیت ملی و سه دوره ریاست مجلس شورای اسلامی، هر یک بخشی از تجربه‌ای بود که در مجموع تصویری از یک سیاستمدار آشنا با ابعاد مختلف حکمرانی ترسیم می‌کرد.

ریشه‌های فکری و سیاسی او نیز به سنت فکری انقلاب اسلامی بازمی‌گشت. از سال‌های نخستین فعالیت‌های فرهنگی و رسانه‌ای، تأثیرپذیری او از اندیشه‌های متفکرانی چون شهید مرتضی مطهری آشکار بود و در عرصه سیاسی نیز از همان سال‌های آغازین انقلاب، در کنار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب، فعالیت می‌کرد و میان آن دو، علاوه بر همکاری سیاسی، نوعی قرابت فکری و رفاقت دیرینه شکل گرفته بود.

شاید مهم‌ترین ویژگی لاریجانی را باید در نوع نگاه او به سیاست جست‌وجو کرد. او از آن دسته سیاستمدارانی بود که سیاست را پیش از آنکه صحنه حذف رقیب بداند، میدان گفت‌وگو و یافتن راه‌حل برای مسائل ملی تلقی می‌کرد؛ زیرا می‌دانست در حکمرانی، حذف صداها آسان است اما حل مسئله بدون شنیدن صداهای مختلف تقریباً ناممکن.

از همین منظر بود که در نامه مشهور خود، به شکلی غیرمستقیم نسبت به پیامدهای محدود شدن دایره حضور نخبگان در عرصه مدیریت کشور هشدار داد. هشداری که اگر از فضای روزمره سیاست فاصله بگیریم، در واقع پرسشی مهم درباره آینده حکمرانی در هر جامعه‌ای مطرح می‌کند: اینکه آیا می‌توان با دایره‌ای محدود از تجربه‌ها و دیدگاه‌ها، به پیچیدگی مسائل امروز پاسخ داد؟

تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که پویایی نظام تصمیم‌گیری، بیش از هر چیز به گستردگی میدان گفت‌وگو و امکان حضور دیدگاه‌های مختلف وابسته است. در چنین فضایی است که رقابت به جای آنکه به حذف نیروها بینجامد، به ارتقای کیفیت تصمیم‌ها منجر می‌شود و ظرفیت‌های متنوع انسانی می‌توانند در خدمت حل مسائل ملی قرار گیرند.

از این منظر، بازخوانی آن نامه امروز بیش از آنکه یادآور یک واقعه سیاسی باشد، یادآور یک واقعیت ساده اما مهم در عرصه حکمرانی است: هیچ کشوری با کوچک کردن دایره نخبگان خود بزرگ نشده است؛ آینده را همیشه ظرفیت‌های به‌کارگرفته‌نشده می‌سازند.

شاید اکنون، در زمانی که کشور به خاطر وقایع اخیر و به خصوص بحران جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، بیش از هر دوره‌ای با مسائل پیچیده و چندلایه مواجه است، بازگشت به همین ایده ساده بتواند الهام‌بخش باشد؛ اینکه قدرت واقعی هر جامعه نه فقط در منابع طبیعی یا توان نظامی آن، بلکه در میزان بهره‌گیری از سرمایه انسانی و فکری‌اش نهفته است. سرمایه‌ای که هرچه میدان حضورش گسترده‌تر باشد، افق‌های پیش روی حکمرانی نیز روشن‌تر خواهد شد.

**سعید خادمی**
مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور و راهبر روابط عمومی و امور بین‌الملل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رایانه گستر آگرین2026 اقتصاد 360 | Ascendoor News توسط Ascendoor | نیرو گرفته از WordPress.