دونالد ترامپ، رئیسجمهور پیشین ایالات متحده، در پی انتشار یادداشتی انتقادی در روزنامه والاستریت ژورنال، با انتشار پیامی تند به این رسانه و یکی از اعضای هیئت تحریریه آن حمله کرد. او در این پیام با لحنی تهاجمی، ادعاهایی درباره سیاستهای خود در قبال ایران مطرح کرد و منتقدانش را به نادیده گرفتن اقدامات دولتش متهم ساخت.
دونالد ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی خود، به یادداشتی از الیوت کافمن، عضو هیئت تحریریه روزنامه والاستریت ژورنال، واکنش نشان داد. این یادداشت با عنوان «ایرانیها ترامپ را سادهلوح فرض میکنند» منتشر شده بود.
ترامپ در ابتدای پیام خود نوشت: «والاستریت ژورنال راه خود را گم کرده است.» او سپس با حمله مستقیم به نویسنده این یادداشت، او را «احمق» خواند و مدعی شد که ایران طی دهههای گذشته از رؤسای جمهور آمریکا سوءاستفاده کرده اما در دوران ریاستجمهوری او چنین اتفاقی رخ نداده است.
او در ادامه مدعی شد: «در طول ۴۷ سال آنها مردم ما و بسیاری دیگر را کشتهاند و از هر رئیسجمهوری سوءاستفاده کردهاند، بهجز من.» ترامپ همچنین ادعا کرد که در دوران او توان نظامی ایران بهشدت تضعیف شده و فشارهای اقتصادی گستردهای بر این کشور وارد شده است.
رئیسجمهور پیشین آمریکا در بخش دیگری از پیام خود به کشته شدن قاسم سلیمانی اشاره کرد و او را «نابغه شروری» توصیف کرد که به گفته ترامپ مسئول مرگ بسیاری از افراد بوده است. او همچنین با اشاره به توافقها و تصمیمهای دولتهای پیشین آمریکا، باراک اوباما را متهم کرد که با ارسال ۱.۷ میلیارد دلار پول نقد به ایران، به این کشور کمک کرده است.
ترامپ در پایان پیام خود بار دیگر به والاستریت ژورنال و نویسنده یادداشت حمله کرد و نوشت که ایران هرگز او را «سادهلوح» نمیداند و این روایت را نادرست خواند.
این متن چند ویژگی مهم از نظر رسانهای و سیاسی دارد:
1. لحن بسیار تهاجمی و شخصی
متن بهجای استدلال خنثی، پر از توهین و واژههای احساسی است:
– استفاده از کلماتی مثل IDIOT ،Moron
– حمله مستقیم به یک روزنامهنگار مشخص
– استفاده زیاد از حروف بزرگ برای تأکید
این سبک در ارتباطات سیاسی به آن populist rhetoric (خطابه پوپولیستی) میگویند؛ یعنی ایجاد واکنش احساسی در مخاطب.
2. تمرکز بر ساختن تصویر «رئیسجمهور قدرتمند»
در متن چند ادعا تکرار میشود که هدفش ساختن این روایت است:
– ایران در زمان او بسیار تضعیف شده
– اقدامات نظامی آمریکا قاطع و موفق بوده
– رؤسای جمهور قبلی ضعیف یا بیعمل بودهاند
این تکنیک در پیامهای سیاسی به contrast framing معروف است؛ یعنی مقایسه خود با رقبا برای برجسته کردن قدرت.
3. حمله به رسانه منتقد
عنوان جمله اول:
“The Wall Street Journal has lost its way”
این یک استراتژی رایج در سیاست است:
– زیر سؤال بردن اعتبار رسانهای که انتقاد کرده
– تبدیل نقد رسانه به نزاع سیاسی
4. ترکیب ادعاهای واقعی و اغراقآمیز
در متن چند موضوع واقعی اشاره شده، اما با ادعاهای بسیار بزرگ همراه شده است، مانند:
– کشته شدن قاسم سلیمانی (واقعیت تاریخی)
– اما ادعاهایی مثل نابودی کامل نیروی هوایی یا کنترل کامل تنگه هرمز توسط آمریکا در قالبی بسیار اغراقآمیز مطرح شدهاند.
این روش در پیامهای سیاسی برای اثرگذاری احساسی سریع استفاده میشود.
5. مخاطب اصلی
چنین متنهایی معمولاً برای سه گروه نوشته میشوند:
– حامیان داخلی برای تقویت حس قدرت
– منتقدان داخلی برای پاسخ تند
– رسانهها تا متن بازنشر شود و توجه جلب کند
جمعبندی
از نظر ارتباطات سیاسی، این متن:
– بسیار احساسی و تقابلی
– مبتنی بر ساخت روایت قدرت شخصی
– همراه با حمله مستقیم به رسانه منتقد
است و هدف اصلی آن اقناع منطقی دقیق نیست، بلکه اثرگذاری سریع بر افکار عمومی است.
تحلیل رسانهای:
از منظر ارتباطات سیاسی، این پیام نمونهای از واکنشهای تند و شخصی در برابر نقد رسانهای به شمار میرود. لحن متن بهطور قابل توجهی احساسی و تقابلی است و در آن از واژههای تحقیرآمیز برای اشاره به منتقدان استفاده شده است.
در چنین پیامهایی معمولاً چند هدف ارتباطی دنبال میشود: نخست، ایجاد تصویر یک رهبر قدرتمند در برابر رقیب یا دشمن خارجی؛ دوم، بیاعتبار جلوه دادن رسانهای که نقد را منتشر کرده؛ و سوم، بسیج افکار عمومی و حامیان سیاسی از طریق پیامهای صریح و احساسی.
در عین حال، در این نوع پیامها گاه ترکیبی از اشاره به رویدادهای واقعی و ادعاهای اغراقآمیز دیده میشود که بیشتر با هدف اثرگذاری سریع بر مخاطبان مطرح میشود. به همین دلیل تحلیلگران رسانهای معتقدند چنین اظهاراتی بیش از آنکه برای ارائه اطلاعات دقیق طراحی شده باشد، کارکردی سیاسی و تبلیغاتی در فضای رقابت داخلی آمریکا دارد.
