به گزارش ماهنامه اقتصاد 360 به قلم مجتبی سلگی، تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای راهبردی در نظام تجارت جهانی انرژی به شمار میرود.
این تنگه باریک که میان ایران در شمال و عمان در جنوب قرار دارد، خلیج فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند متصل میکند و مسیر اصلی انتقال نفت و بخشی از گاز طبیعی جهان از منطقه خلیج فارس به بازارهای بینالمللی است. به دلیل تمرکز بالای منابع انرژی در کشورهای حاشیه خلیج فارس و وابستگی بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان به این منابع، تنگه هرمز به یکی از حساسترین نقاط در شبکه تجارت انرژی تبدیل شده است.
بخش قابل توجهی از نفت تولیدی جهان در کشورهای خاورمیانه استخراج میشود. کشورهایی مانند عربستان سعودی، عراق، امارات متحده عربی، کویت و ایران از بزرگترین تولیدکنندگان نفت در جهان هستند و عمده صادرات آنها از طریق خلیج فارس انجام میشود. مسیر اصلی خروج نفتکشها از این منطقه نیز تنگه هرمز است. هر روز حجم عظیمی از نفت خام و فرآوردههای نفتی از این گذرگاه عبور میکند و به مقصد بازارهای مصرف در آسیا، اروپا و دیگر مناطق جهان میرسد. به همین دلیل، تنگه هرمز در عمل یکی از شریانهای اصلی اقتصاد جهانی به شمار میرود.
در کنار نفت، این تنگه نقش مهمی در تجارت جهانی گاز طبیعی مایع نیز دارد. قطر، که یکی از بزرگترین صادرکنندگان LNG در جهان است، بخش عمده صادرات خود را از طریق این مسیر به کشورهای آسیایی و اروپایی منتقل میکند. با توجه به افزایش تقاضای جهانی برای گاز طبیعی به عنوان سوختی با آلایندگی کمتر نسبت به زغالسنگ و نفت، اهمیت مسیرهای انتقال LNG نیز افزایش یافته و در نتیجه جایگاه تنگه هرمز در تجارت انرژی بیش از پیش برجسته شده است.
از منظر ژئواکونومیک، تنگه هرمز نمونهای از «گلوگاههای انرژی» در اقتصاد جهانی است. گلوگاهها نقاطی در مسیرهای حملونقل هستند که بخش بزرگی از تجارت یک کالای حیاتی از آنها عبور میکند. تمرکز عبور انرژی در چنین نقاطی باعث میشود امنیت و ثبات آنها برای بازارهای جهانی اهمیت حیاتی داشته باشد. هرگونه اختلال در این گلوگاهها میتواند به سرعت بر قیمتها، عرضه و حتی سیاستهای انرژی کشورها تأثیر بگذارد.
بازار جهانی نفت به شدت به پایداری مسیرهای انتقال وابسته است. حتی اخبار یا تنشهای سیاسی در مناطق حساس مانند تنگه هرمز میتواند واکنش فوری بازار را در پی داشته باشد. معاملهگران انرژی، شرکتهای نفتی و دولتها به دقت تحولات این منطقه را دنبال میکنند، زیرا هرگونه تهدید برای جریان عادی صادرات انرژی میتواند موجب نوسان شدید قیمتها در بازارهای جهانی شود. این حساسیت نشاندهنده جایگاه کلیدی تنگه هرمز در ساختار تجارت جهانی انرژی است.
اهمیت این تنگه برای اقتصادهای آسیایی بسیار بیشتر است. کشورهای پرمصرف انرژی مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی بخش قابل توجهی از نفت و گاز مورد نیاز خود را از تولیدکنندگان خلیج فارس وارد میکنند. بنابراین امنیت عبور کشتیهای حامل انرژی از تنگه هرمز برای این اقتصادها اهمیت راهبردی دارد. رشد اقتصادی سریع در آسیا نیز باعث شده وابستگی این منطقه به انرژی خاورمیانه در دهههای اخیر افزایش یابد.
در پاسخ به اهمیت این گلوگاه، برخی کشورهای منطقه و شرکتهای انرژی در سالهای اخیر تلاش کردهاند مسیرهای جایگزین برای صادرات انرژی ایجاد کنند. برای مثال، احداث خطوط لولهای که نفت را از خلیج فارس به بنادر خارج از این منطقه منتقل میکنند، یکی از راهکارهای کاهش وابستگی به تنگه هرمز بوده است. با این حال ظرفیت این مسیرهای جایگزین محدود است و همچنان بخش عمده صادرات انرژی منطقه ناگزیر از عبور از این تنگه است.
از منظر اقتصاد سیاسی بینالملل، تنگه هرمز تنها یک مسیر تجاری نیست، بلکه نقطهای است که در آن جغرافیا، انرژی و سیاست جهانی به یکدیگر گره میخورند. کنترل و امنیت این مسیر دریایی برای بسیاری از کشورها اهمیت حیاتی دارد، زیرا ثبات عرضه انرژی یکی از عوامل اصلی ثبات اقتصادی در جهان محسوب میشود.
در مجموع، اهمیت راهبردی تنگه هرمز در تجارت جهانی انرژی به ترکیبی از عوامل جغرافیایی، اقتصادی و سیاسی بازمیگردد. تمرکز منابع عظیم نفت و گاز در خلیج فارس، وابستگی بازارهای جهانی به این منابع و محدود بودن مسیرهای جایگزین انتقال انرژی، باعث شده این تنگه نقشی کلیدی در اقتصاد جهانی ایفا کند. به همین دلیل، تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین نقاط راهبردی در نظام انرژی جهان باقی مانده است.
