به گزارش ماهنامه اقتصاد 360 به قلم مجتبی سلگی، گلوگاههای دریایی انرژی مانند تنگه هرمز، بابالمندب یا تنگه مالاکا نقش حیاتی در شبکه انتقال نفت و گاز جهان دارند. هرگونه اختلال در این مسیرها، حتی اگر موقت باشد، معمولاً واکنشهای سریع و چندلایهای در بازارهای انرژی، صنعت بیمه کشتیرانی و همچنین در سیاستهای صادراتی کشورهای تولیدکننده ایجاد میکند. بررسی تجربههای گذشته نشان میدهد که بازارها و بازیگران صنعت انرژی الگوهای نسبتاً مشخصی در مواجهه با چنین اختلالاتی دارند.
نخستین واکنش معمولاً در بازار جهانی نفت دیده میشود. بازار انرژی به شدت نسبت به ریسکهای ژئواکونومیک حساس است و معاملهگران نفت به سرعت احتمال کاهش عرضه را در قیمتها منعکس میکنند. حتی پیش از وقوع اختلال واقعی، صرف افزایش ریسک در یک گلوگاه مهم میتواند باعث بالا رفتن قیمتها شود. این پدیده که در اقتصاد انرژی به «حق بیمه ریسک ژئوپلیتیک» معروف است، زمانی رخ میدهد که بازار احتمال کاهش عرضه یا افزایش هزینه انتقال را در نظر میگیرد.
در صورت بروز اختلال جدی در عبور نفتکشها، واکنش بازار معمولاً شدیدتر میشود. کاهش جریان صادرات نفت از مناطق تولیدکننده باعث ایجاد نگرانی درباره کمبود عرضه در کوتاهمدت میشود. در چنین شرایطی، قیمت نفت خام در بازارهای جهانی افزایش مییابد و معاملات آتی نفت نیز نوسان بیشتری پیدا میکنند. شرکتهای پالایشگاهی و واردکنندگان بزرگ انرژی نیز تلاش میکنند با خرید بیشتر یا تنوعبخشی به منابع تأمین، ریسک خود را کاهش دهند.
بازار گاز طبیعی نیز بهویژه در سالهای اخیر به چنین تحولاتى حساستر شده است. با رشد تجارت گاز طبیعی مایع (LNG)، مسیرهای دریایی نقش مهمی در انتقال این سوخت پیدا کردهاند. اگر اختلال در گلوگاههای دریایی رخ دهد، صادرات LNG ممکن است با تأخیر یا محدودیت مواجه شود و این موضوع میتواند قیمت گاز در بازارهای منطقهای، بهویژه در آسیا و اروپا، را افزایش دهد.
در کنار بازار انرژی، صنعت بیمه کشتیرانی نیز یکی از نخستین بخشهایی است که به اختلال در گلوگاههای دریایی واکنش نشان میدهد. کشتیهای حامل نفت و گاز معمولاً تحت پوشش بیمههای تخصصی دریایی قرار دارند که شامل بیمه بدنه، بیمه بار و بیمه ریسکهای جنگی میشود. زمانی که سطح ریسک در یک منطقه دریایی افزایش مییابد، شرکتهای بیمه حق بیمه جنگی را بالا میبرند. در برخی موارد نیز مناطق خاصی به عنوان «مناطق پرخطر» طبقهبندی میشوند و عبور کشتیها از آنها نیازمند پرداخت هزینههای بیمهای بسیار بالاتر است.
افزایش هزینه بیمه میتواند تأثیر مستقیمی بر هزینه حملونقل نفت داشته باشد. شرکتهای کشتیرانی ممکن است برای جبران ریسک، نرخ کرایه نفتکشها را افزایش دهند. این افزایش هزینه در نهایت در قیمت نهایی نفت و فرآوردههای انرژی منعکس میشود. در برخی شرایط شدیدتر، بعضی شرکتهای کشتیرانی حتی ممکن است به طور موقت از اعزام کشتی به مناطق پرریسک خودداری کنند، که این امر خود به کاهش ظرفیت حملونقل دریایی منجر میشود.
در مواجهه با اختلال در گلوگاهها، کشورهای تولیدکننده نفت نیز تلاش میکنند از مسیرهای جایگزین برای صادرات انرژی استفاده کنند. یکی از مهمترین راهکارها استفاده از خطوط لولهای است که نفت را به بنادر خارج از منطقه گلوگاه منتقل میکنند. برای مثال، برخی کشورهای خلیج فارس دارای خطوط لولهای هستند که نفت را از میدانهای داخلی به سواحل دریای سرخ یا دریای عمان منتقل میکند. این خطوط لوله امکان صادرات بخشی از نفت بدون عبور از مسیرهای پرخطر را فراهم میکنند.
با این حال، ظرفیت خطوط لوله جایگزین معمولاً محدود است و نمیتواند به طور کامل جایگزین حملونقل دریایی شود. نفتکشها همچنان اصلیترین ابزار انتقال نفت در تجارت جهانی هستند، زیرا انعطافپذیری بیشتری دارند و میتوانند به سرعت مسیرهای خود را تغییر دهند. به همین دلیل، حتی با وجود مسیرهای جایگزین، اختلال در یک گلوگاه مهم همچنان میتواند بازار جهانی را تحت فشار قرار دهد.
در چنین شرایطی، کشورها و سازمانهای بینالمللی گاهی به استفاده از ذخایر راهبردی نفت روی میآورند. بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان ذخایر استراتژیک نفت دارند که در مواقع بحران برای تثبیت بازار مورد استفاده قرار میگیرد. آزادسازی این ذخایر میتواند به طور موقت از شدت افزایش قیمتها بکاهد و زمان لازم برای تطبیق بازار با شرایط جدید را فراهم کند.
در بلندمدت، اختلال در گلوگاههای انرژی معمولاً باعث تقویت سیاستهای تنوعبخشی در حوزه انرژی میشود. کشورها تلاش میکنند منابع تأمین انرژی خود را متنوع کنند، مسیرهای انتقال جدید ایجاد کنند یا سرمایهگذاری بیشتری در انرژیهای جایگزین انجام دهند. این روندها بخشی از تلاش گستردهتر برای کاهش آسیبپذیری اقتصاد جهانی در برابر شوکهای ناشی از اختلال در مسیرهای حیاتی انرژی است.
در مجموع، تجربههای گذشته نشان میدهد که اختلال در تنگهها و گلوگاههای دریایی انرژی واکنش زنجیرهای در بازارهای جهانی ایجاد میکند. افزایش قیمت انرژی، رشد هزینههای بیمه و حملونقل، تلاش برای استفاده از مسیرهای جایگزین و استفاده از ذخایر راهبردی از جمله واکنشهای رایج به چنین بحرانهایی هستند. این واکنشها نشان میدهد که امنیت مسیرهای انتقال انرژی همچنان یکی از عوامل کلیدی در ثبات اقتصاد جهانی محسوب میشود.
