به گزارش ماهنامه اقتصاد ۳۶۰
من همیشه از تولید داخلی حمایت کردهام و معتقدم توسعه اقتصادی پایدار بدون شکلگیری تولیدکنندگان قدرتمند داخلی ممکن نیست. اما یک نکته را باید صریح گفت که حمایت از تولید داخلی نباید به معنای حمایت از هر نوع تولید داخلی، صرفنظر از کیفیت، قیمت و ارزش ایجادشده برای مصرفکننده باشد. اگر قرار باشد به نام حمایت از تولید داخلی، کیفیت محصول و خدمت را قربانی کنیم، قیمت تمامشده را نادیده بگیریم و مصرفکننده را از حق انتخاب میان گزینههای بهتر محروم کنیم، در واقع از «تولید» حمایت نکردهایم، از یک ساختار غیررقابتی حمایت کردهایم. تولیدکننده داخلی زمانی واقعاً قدرتمند میشود که بتواند در برابر بهترین نمونههای موجود در بازار جهان قرار بگیرد و برای ماندن در بازار، هر روز بهتر شود. رقابت، دشمن تولید داخلی نیست، موتور رشد آن است.
ما نمیتوانیم انتظار داشته باشیم محصولی صرفاً به دلیل داخلی بودن، انتخاب اول مردم باشد. مصرفکننده امروز مقایسه میکند. کیفیت، تجربه کاربری، قیمت، پایداری، نوآوری و خدمات پس از فروش را میبیند و بعد انتخاب میکند. اگر محصول داخلی قرار است جایگزین نمونه خارجی شود، باید بتواند دلیل قانعکنندهای برای این انتخاب داشته باشد. در صنعت فناوری و اقتصاد دیجیتال، این مسئله جدیتر است. ما طی بیش از یک دهه گذشته، نیروی انسانی متخصص، تجربه ساخت کسبوکارهای مقیاسپذیر، دانش فنی و مدیریتی و در بسیاری از حوزهها تجربه حضور در بازارهای منطقهای و بینالمللی را به دست آوردهایم. بنابراین دیگر نمیتوانیم همه ضعفها را با عبارت «ما در حال توسعه هستیم» توضیح دهیم. در فناوری، استاندارد مقایسه، جهان است. نمیشود یک سرویس دیجیتال را صرفاً با این استدلال که «داخلی است» ارزشمند دانست. در حالی که اگر نمونه خارجی آن در دسترس بود، بخش قابل توجهی از کاربران دلیلی برای استفاده از نسخه داخلی نداشتند. این پرسش باید برای همه ما جدی باشد که اگر رقیب خارجی بدون هیچ محدودیتی وارد این بازار شود، آیا محصول و خدمت ما باز هم انتخاب میشود؟ اگر پاسخ مثبت است، یعنی چیزی ساختهایم که ارزش رقابت دارد. اگر پاسخ منفی است، مسئله اصلی فیلتر کردن رقیب نیست؛ مسئله، کیفیت محصول خود ماست و این دقیقاً جایی است که مفهوم «حمایت از تولید داخلی» باید بازتعریف شود.
حمایت از تولید داخلی الزاماً به معنای بستن مرزها، محدود کردن واردات یا حذف رقیب خارجی نیست. اینها ابزارهای سیاستگذاریاند و در هر مورد باید جداگانه درباره آثار و پیامدهایشان تصمیم گرفت. اما نباید این ابزارها را با خودِ حمایت از تولید داخلی یکی بدانیم. حمایت واقعی یعنی فراهم کردن زیرساخت، دسترسی به سرمایه، ثبات مقررات، کاهش موانع تولید، توسعه بازار، حمایت از تحقیق و توسعه، تربیت نیروی انسانی و مهمتر از همه، ایجاد یک محیط رقابتی که در آن تولیدکننده داخلی انگیزه داشته باشد کیفیت خود را هر روز بالاتر ببرد. در چنین بازاری، حتی حضور رقیب خارجی میتواند برای تولیدکننده داخلی یک فرصت باشد، فرصتی برای یادگیری، نوآوری و فهمیدن اینکه فاصله ما با استانداردهای جهانی دقیقاً کجاست. ما نباید از تولیدکننده داخلی بخواهیم فقط داخلی بماند باید از او بخواهیم رقابتپذیر شود. نمونههای موفق اقتصادی در جهان نیز نشان دادهاند که حمایت هوشمندانه از صنایع داخلی، در نهایت به ساخت شرکتها و محصولاتی منجر میشود که دیگر برای بقا به حمایت دائمی دولت نیاز ندارند؛ بلکه خودشان در بازار رقابت میکنند، سهم بازار میگیرند و حتی به خارج از کشور صادر میشوند.
هدف سیاست صنعتی و اقتصادی نباید این باشد که یک شرکت داخلی را برای همیشه از رقابت حفظ کنیم. هدف باید این باشد که آن شرکت را آنقدر توانمند کنیم که از رقابت نترسد. من فکر میکنم در اقتصاد دیجیتال ایران، دیگر زمان آن رسیده که از ادبیات «حمایت به هر قیمت» عبور کنیم و به سمت «حمایت برای رقابت» برویم. حمایت از تولید داخلی یعنی حمایت از توان تولید ارزش در داخل کشور، نه صرفاً حمایت از محل تولید. یعنی محصول ایرانی بتواند از نظر کیفیت با بهترین محصول خارجی مقایسه شود، از نظر قیمت برای مصرفکننده منطقی باشد، تجربهای در تراز جهانی ارائه کند و در نهایت اگر روزی محدودیتها برداشته شد، باز هم کاربر ایرانی آن را انتخاب کند. تولید داخلی زمانی به بلوغ میرسد که برای ماندن، به دیوار نیاز نداشته باشد؛ به مزیت نیاز داشته باشد و این مزیت، از دل رقابت، نوآوری و کیفیت بیرون میآید.بهگمان من، حمایت واقعی از تولید داخلی همین است، نه حذف رقیب، بلکه ساختن تولیدکنندهای که از حضور رقیب نترسد.
